منشور نفس

مجموعه اشعار مسعود نصرتی (نوین)

منشور نفس

مجموعه اشعار مسعود نصرتی (نوین)

منشور نفس

استفاده از اشعارم، با ذکر نام شاعر یا منبع آن، پسندیده‌تر و احترامی به زحمات سراینده‌ی آن‌هاست
سپاسگزارم

آخرین نظرات

۴ مطلب با موضوع «اشعار :: مهدوی» ثبت شده است

۱۲آذر

در حسرت موعود زمان بوده و هستیم
هر جمعه که شد باز همان بوده و هستیم

دعوت کند از هر که شود همره معراج
افسوس که ما بار گران بوده و هستیم


مسعود نصرتی (نوین)

۰۸ارديبهشت



زندگی دیدن و شیدا شدن است
در میان گذر سلسله ثانیه‌ها
که امان بر کس و نا کس ندهند
پی خود گشتن و پیدا شدن است
فرصت بودن ما
که چو سرمایه ماست
چه فنا گشته و یا
چه به یغما ببرند
همه‌اش خسران است
پس چرا نیکی را
نکنیم پخش بر این عرصه سبز دنیا
که نشیند بر بار
که ثمرها دارد
شاید آن یار بیاید که دلم غم دارد
تا به دل گویم باز
که من آن شمس جهان
معنی مطلق عصمت به زمان را
نشانت دادم
چه کسان آمده و نیست شدند
چه بسا صحنه‌گر قصه ابلیس شدند
که از آنها اثری نیست به جا
من نخواهم این را
ای امیر دلها
بر دلم راه گشا
و به چشمان ترم نور افزا
و به عقل، فهمش را
که مرا خوشبختی
از خدمت به شاه زمان نیست جدا
تا بدان روز حساب
چون بد و خوب عمل را
نمایان سازند
به ازای کِبر این سودا
نکنندم رسوا
و نگردم خجل از پاره تن
و ثمینه گوهر ختم نبوت
زهرا
سلام الله علیها و ابیها

۰۴ارديبهشت



آن هیمنه‌ی دیو‌صفتان نیست شد و رفت
وان صورتک چهره‌یشان نیست شد و رفت

روزی برسد که خبر از ظلم نباشد
گوییم که بیامد وَ بتان نیست شد و رفت

۱۵اسفند


ای دل ز تپش بگذر و بگذار بمیرم
من طاقت دوری ز رخ یار ندارم

گویند که درگاه جهان در گروی اوست
باید نظری در گذرم توشه برآرم