منشور نفس

مجموعه اشعار مسعود نصرتی (نوین)

منشور نفس

مجموعه اشعار مسعود نصرتی (نوین)

منشور نفس

استفاده از اشعارم، با ذکر نام شاعر یا منبع آن، پسندیده‌تر و احترامی به زحمات سراینده‌ی آن‌هاست
سپاسگزارم

آخرین نظرات

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

۲۲آبان

زردی خیس خزان است تو را می بینم
وقت افتادن آن برگ تو را می بینم

هر چقدر میل به اوج بال و پرم را افزود
بر سر کنگره‌ی ارگ تو را می بینم

آن قدر با من بیهوده انیسی حتی
در پس آینه ای مرگ تو را می بینم


۱۶آبان
با آنکه دلم رنگ به رخسار ندارد
دیگر به تپش‌های خود اصرار ندارد

با آنکه زمین پیش دو چشمم برهوت است
آنقدر که گل هم دل انکار ندارد

با آنکه شبم نور سحر رفته ز یادش
حتّی به خیال رغبت دیدار ندارد

با آنکه به عقل شعر سرایم نه ز احساس
بگذار بگویند سر هشیار ندارد

این موج مرا بر لب ساحل نرساند
جز صخره به من هیچ کسی کار ندارد