منشور نفس

مجموعه اشعار مسعود نصرتی (نوین)

منشور نفس

مجموعه اشعار مسعود نصرتی (نوین)

منشور نفس

استفاده از اشعارم، با ذکر نام شاعر یا منبع آن، پسندیده‌تر و احترامی به زحمات سراینده‌ی آن‌هاست
سپاسگزارم

آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امید» ثبت شده است

۲۷خرداد

هر چه گفتیم، همه ریشه در این دنیا داشت
ای خدا کاش که روزی به تو برمی‌گشتیم

مسعود نصرتی (نوین)

۲۶فروردين

منم و شانه‌ی انباشته از بار گناه
سرنوشتی که بشد با عملم تلخ و سیاه

منم و روزنه‌ای نور فراسوی افق
منم و یک بغل از خیره‌ترین نوع نگاه

خبر از یوسف مصری که دگر بازنگشت
خون یک بره که بر پیرهنی گشت گواه

رقص یک بید که با باد پریشان شود و
یاد یک یار گذر کرده کند گاه به گاه

عاقبت در گروی شمعم و پروانه نصیب
سوزش چشم و دل سوخته‌ای مملو ز آه


مسعود نصرتی (نوین)

۱۱مهر



هر روز مرا دیده‌ای و میل خزانی
تا کی به چنین عشق تو دائم نگرانی

آوای غریبی که به محراب دل افتاد
خواهی بکشی یا که به لب‌ها برسانی

سیبی است که بر شاخ درختی شده شیرین
خشکیده شود گر تو به چیدن نتوانی

در سایه این صبر به یخ گشته مبدّل
در سوز بمیرد چو تو نوری نفشانی

در کنج قفس ناله پرواز کند تا
آن روز بیایی و تو او را برهانی